تبلیغات
دانشگاه علوم وفنون مازندران مهندسی صنایع - برنامه ریزی پویا*2
 
دانشگاه علوم وفنون مازندران مهندسی صنایع
موفقیت یعنى سازگارى با حوادث روزگار
                                                        
درباره وبلاگ

مدیریت وب سایت:
مهندس محمد جواد مهدوی
کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه (با استفاده از
نرم افزارهای primavera&Microsoft Project)
کارشناس مدیریت ریسک پروژه (با استفاده از نرم افزار permaster)
کارشناسی:مهندسی صنایع – برنامه ریزی و تحلیل سیستمها
دانشگاه علوم و فنون مازندران
کارشناسی ارشد: مهندسی صنایع - صنایع
دانشگاه آزاد قزوین
----------------------------------------------------
Engineer Mohammad Javad Mahdavi
Expert:Project Planning & Control
(Oil & Gas & Construction Projects)
Email : Mohammadjavad.mahdavi@yahoo.com
Web Site : http://mjm0123.mihanblog.com
مدیر وبلاگ : محمد جواد مهدوی
نظرسنجی
شما آینده کاری کدام یک از رشته های زیر را در رشته ریاضی فیزیک بهتر میدانید؟(در صورتی که رشته ی دیگری را مد نظر دارید گزینه سایر رشته ها را انتخاب کنید یا به ما اعلام نظر کنید تا در لیست نظر سنجی قرار دهیم.)











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 3 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد جواد مهدوی



در یك گفتار ساده، یك برنامه استراتژیك می تواند عملكرد را بهبود بخشد. اعضای یك سازمان در لابلای كارهای وظیفه ای ثابت و چالشهای روزانه سردرگم می شود و ممكن است كه جهت اهداف سازمان را گم كنند و بینش خود را نسبت به آن از دست بدهند. یك برنامه استراتژیك می تواند، نه تنها درك اعضا از اهــداف را بیشتر كند بلكه تفكر آینده گرا را برمبنای درك مشتركی از رسالت سازمان تحریك و ایجاد كند. همكاری بین اعضای یك سازمان وقتی با مفروضات مشتركی نسبت به اهداف مشترك فعالیت كنند، بسیار موثر و اثـــربخش می شود. و درنهایت اینكه، یك برنامه ریزی استراتژیك موفقیت آمیز، برنامه ای است كه:
- به عمل ختم شود؛
- بینش مشتركی برمبنای ارزشها ایجاد كند؛
- فرایندی همگانی و مشاركتی است كه كاركنان و مدیران احساس مالكیت مشترك نسبت به آن دارند؛
- مسئولیت در قبال جامعه را می پذیرد؛
- نسبت به محیط خارجی سازمان حساس بوده و بر آن تمركز دارد؛
- برمبنای داده های با كیفیت بالا طرح ریزی می شود؛
- بخش كلیدی مدیریت اثربخش است.(http://eric-web.tc. columbia.edu,2002)
سازمانهای بزرگ و كوچك
سازمانها ازنظرشاخصهای مختلف به انواع گوناگونی تقسیم شده اند و تعریفهای متفاوتی برای هر كدام از آنها در كشورهای گوناگون ارائه شده است. شاخصهایی مانند: حجم فعالیت، میزان فروش یا درآمد، تعداد كاركنان، سرمایه گذاری و... اما در ایران همچون در اكثر كشورها تقسیم بندی براساس اندازه است:
1 مركز آمار ایران و بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران
, سازمانهای بزرگ: صنایعی كه تعداد كاركنان آنها 10 نفر و بیشتر باشد.
, سازمانهای كوچك: صنایعی كه تعداد كاركنان آنها كمتر از 10 نفر باشد.
1 وزارت صنایع و معادن - سازمان صنایع كوچك ایران
سازمانهای بزرگ: صنایعی كه 50 نفر و بیشتر در آن كار كنند. سازمانهای كوچك: صنایعی كه كمتر از 50 نفر در آن مشغول به كار باشند.
در یكی از كتابهای انتشاریافته از سوی وزارت صنایع و معادن، تعاریف رسمی 13 كشور منتخب درخصوص سازمانهای كوچك، متوسط و بزرگ در سال 2001 آمده است.F
ساختار تولید صنایع كـــــوچك و بزرگ را می توان به صورت جدول (2) موردمقایسه قرار داد.


تفاوت برنامه ریزی استراتژیك بین سازمانهای بزرگ و كوچك
تفاوتهای برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك را می توان به صورت جدول (3) در دو دسته فرایندی و محتوایی برشمرد.


تفاوتهای فرایندی
- صنایع بزرگ دارای اندازه بزرگ و حجم وسیع فعالیتها بوده و با محیطهای پیچیده و گوناگون درارتباطند. این ویژگیها و برخی عوامل موثر در برنامه ریزی باعث می شوند تا فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ طولانی بوده و تعداد مراحل و زمان و هزینه زیادی را شامل شـــــود. چنانچه با ملاحظ مدل های برنامه ریزی استراتژیك صنایع بزرگ می توان به طولانی بودن و تعداد زیاد مراحل آنها نسبت به مدل های صنایع كوچك پی برد. درحالی كه فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع كوچك، به لحاظ ویژگیهای خاص این صنایع نسبت به صنایع بزرگ، تعداد مراحل و زمان و هزینه كمتری را شامل می شود.

- تعداد و تنوع زیاد كالاها و خدمات، بخشها و واحدهای گوناگون سازمانی و وابستگی زیاد و ارتباطات پیچیده آنها با هم و سایر ویژگیهای صنایع بزرگ باعث پیچیدگی مضاعف كلیه فرایندهای كاری و بخصـــــوص فرایند برنامه ریزی استراتژیك در این صنایع شده است؛ چرا كه در این فرایند باید تمام عوامل یادشده، موردبررسی قرار گیرند تا براساس نتایج این بررسی، برنامه ریزی انجام شود. درحالی كه صنایع كوچك، كلیه ویژگیها و عوامل مذكور را در مقیاس كم و كوچك برخوردارند و نیازی به بررسیهای زیاد ندارند و به همین خاطر فرایند برنامه ریزی استراتژیك در آنها به طور ساده و مختصر قابل انجام است.
- به خــاطر بوروكراسی گسترده و تعداد زیاد لایه های مدیریتی ساختار سازمانی صنایع بزرگ، فرایند برنامه ریزی استراتژیك در آنها از رسمیت نسبتاً زیادی برخوردار است. چرا كه برای انجام بسیاری از مراحل برنامه ریزی استراتژیك مانند تعیین اهداف، بررسی داخلی، بررسی محیطی و گرفتن اطلاعات لازم در این موارد باید نامه نگاریهای زیاد و پیگیریهای مكرری صورت پذیرد. درحالی كه در صنایع كوچك لایه های كم مدیران وبعضاً عدم وجود بیش از یك لایه مدیریتی باعث سهولت فعالیتهای مذكور، رسمیت كمتر برنامه ریزی استراتژیك و همكاری بیشتر مدیران و كارشنــاسان در تعیین استراتژی های سازمان می شود.

- صنایع بزرگ برای دستیابی به یك برنامه استراتژیك منسجمی كه استراتژی های سازمان را شامل شــود، نیاز به متخصصان و استراتژیست ها و مطالعات زیادی در مقایسه با صنایع كوچك دارند.

- سازمانها و شركتهای بزرگ از واحدهای بازرگانـــی و بخشهای وظیفه ای مختلف با لایه های زیاد مدیران تشكیل شده اند. استراتژی های چنین سازمانی درجهت برآورده ساختن اهداف بلندمدت و رسیدن به رسالت سازمانی در چارچوب فرصتها و تهدیدات محیطی و قوتها و ضعفهای داخلی باید درسطوح سه گانه كل موسسه، واحد بازرگانی استراتژیك و بخش وظیفه ای تعیین شوند تا هركدام از آنها مسیر خود را به درستی بشناسند و با یك استراتژی كلی سردرگم نشوند. درحالی كه در صنایع كوچك وضع به گونه ای است كه اندازه كوچك، لایه های مدیریتی كم و فعالیتها محدود هستند. در چنین شركتهایی كافی است استراتژی كل موسسه و حداكثر در صورت نیاز استراتژی بخشهای وظیفه ای تعیین شوند تا فعالیتهای شركت براساس آنها به انجام رسند. بنابراین، استراتژی های صنایع بزرگ باید در سه سطح و استراتژی ها صنایع كوچك كافی است در دو سطح تعیین شوند.

تفاوتهای محتوایی
اگر محتوای فرایند برنامه ریزی استراتژیك را چهار مورد مهم رسالت، محیط، اهداف و استراتژی درنظر بگیریم:

- برای تعیین رسالت در صنایع بزرگ، باید با استفاده از ابزارهای گوناگون، نظرات مدیران سطوح مختلف و ذینفعان داخلی و خارجی درباره مشتریان، تامین كنندگان و كالاها و خدمات شركت دریافت شود و طی جلسات متفاوت و مستمر این نظرات تلفیق شوند تا از آن طریق، رسالت شركت و بیانیه رسالت كه شامل وظایف شركت در قبال هریك از ذینفعان است، مشخص شود.

علاوه بر اینها، رسالت شركت باید مشخص كند كه سازمان به چه فعالیتی مشغول است، درچه وضعیتی قرار دارد، رقبای آن چه كسانی هستند، در آینده می خواهد در چه وضعیتی قرار گیرد و به چه فعالیتهایی مشغول شود.
بیانیه رسالتی كه شامل این موارد باشد باید به تایید مدیریت عالی برسد و در داخل و خارج از سازمان ابلاغ شود تا راهنمای اعمال ذینفعان سازمان باشد. درحالی كه در صنایع كوچك، رسالت شركت معمولاً با نظر غالب موسسان و بنیانگذاران تعیین می شود و در زمان برنامه ریزی استراتژیك احتمال دارد توسط استراتژیست ها كمی تعدیل شده یا بدون تغییر بماند.

- سازمانها و شركتهای بزرگ از یك طرف در داخل سازمان با انواع منابع، تجهیزات، كاركنان و مدیران كه محیط داخلــــی آنها را تشكیل می دهند و ازطرف دیگر در بیرون از سازمان با محیط وظیفه ای و عمومی مواجهند. همه این محیطها امروزه درحال تغییر و دگرگونی سریع هستند و هركدام از این تغییرات می توانند اثرات مثبت و منفی بسیاری بر یك سازمان بزرگ داشته باشند و حتی یك شركت بزرگ می تواند خود تغییردهنده بعضی از عوامل محیطی باشند. بنابراین، استراتژیست های یك شركت بزرگ باید تمــــــام اجزا و عناصر محیط را به صورتی دقیق بررسی كنند تا قوتها و ضعفهای داخلی و فرصتها و تهدیدهای خارجی را معلوم كرده، دربرنامه استراتژیك لحاظ كنند. در حالی كه صنایع كوچك كافی است اثرات كلی تغییرات محیطی بر شركت بررسی و در برنامه های آن لحاظ شود و این كار توسط مدیران عالی هم كه اطلاعات زیادی از محیط دارند، عملی است.

نتیجه یك تحقیق داخلی
سال 1381 تحقیقی با عنوان طراحی و تبیین مدل برنامه ریزی استراتژیك برای صنایع كوچك (صنعت قطعه سازی خودرو) و مقایسه تطبیقی با صنایع بزرگ توسط نگارنده، برای سازمان صنایع كــــوچك ایران و در قالب پایان نامه كارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی دانشكده مدیریت دانشگاه تهران انجام شد. در این تحقیق از مدیران صنایع كوچك قطعه سازی استان تهران و از استادان برنامه ریزی برخی از دانشگاههای مهم كشور ازطریق پرسشنامه و مصاحبه درباره تفاوت برنامه ریزی استراتژیك بین صنایع بزرگ و كوچك نظرسنجی شد و نتایج زیر به دست آمد:

تفاوتهای فرایندی:
1 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر تعداد مراحل فرایند تفاوت معنی داری وجود دارد.
2 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر میزان سادگی (یا پیچیدگی) فرایند تفاوت معنی داری وجود دارد.
3 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر میزان رسمیت فرایند تفاوت معنی داری وجود دارد.
4 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر تعداد متخصصان موردنیاز فرایند تفاوت معنی داری وجود دارد.
5 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر زمان موردنیاز فرایند تفاوت معنی داری وجود دارد.
6 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر هزینه موردنیاز فرایند تفاوت معنی داری وجود دارد.
7 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر سطوح فرایند تفاوت معنی داری وجود دارد.
تفاوتهای محتوایی:
8 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر نحوه تعیین رسالت تفاوت معنی داری وجود دارد.
9 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر نحوه تعیین اهداف تفاوت معنی داری وجود دارد.
10 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنـــــایع بزرگ و كوچك، ازنظر نحوه تجزیه و تحلیل داخل شـــــركت تفاوت معنی داری وجود دارد.
11 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر نحوه تجزیه و تحلیل خارج از شركت تفاوت معنی داری وجود دارد.
12 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر نحوه تعیین استراتژی های شركت تفاوت معنی داری وجود دارد.
13 - بین فرایند برنامه ریزی استراتژیك در صنایع بزرگ و كوچك، ازنظر نحوه تعیین برنامه استراتژیك شركت تفاوت معنی داری وجود دارد.

نتیجه گیری
باتوجه به تغییرات و تحولات سرسام آور محیط و شدت زیاد رقابت در بازارهای جهانی، هر سازمانی در راستای تداوم حیات و كسب مـــوفقیت بیشتر، نیاز مبرم به بهره مندی از برنامه ریزی استراتژیك دارد. تفاوتهای موجود بین سازمانها در زمینه های مختلف مانند حجم و ماهیت فعالیت، میزان فروش یا درآمد، تعداد كاركنان، میزان سرمایه گذاری و... باعث به وجود آمدن تفاوت در نحوه برنامه ریزی استراتژیك آنها نیز شده است. كشورهای مختلف، سازمانهای خود را براساس معیارهای مختلفی مـــــانند مورد مذكور تقسیم بندی می كننـــــد. یكی از مهمترین معیارهای تقسیم بندی سازمانها در اكثر كشورها، اندازه سازمان است. این امر دستاویز خوبی برای مقایسه سازمانهای بزرگ و كــوچك ازنظر نحوه برنامه ریزی استراتژیك بود كه ماحصل آن مطالب مقاله حاضر و نتیجه تحقیق پیش گفته است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر